صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
<-------عکس2---------->
<------1عکس------->
<-----1عکس------>
![]() |
![]() |
|
| علمی ونجوم و کامپوتر |
|
مقدمه آیا علم جایگاهی در کشف و شهود ماوراالطبیعه دارد؟ این مقاله فقط در پی تشریح این سئوال است و در پی پاسخ جامع به آن نمی باشد. در تاریخ بشری مذهب و فلسفه به بحث و نظریه پردازی در حیطه ماورااطبیعه پرداخته اند. فلسفه وظیفه خود می دانسته تا به سئوالات کلی از جمله موضوعات مطرح درماوراالطبیعه پاسخ دهد.علوم تجربی هیچگاه به موضوعات مربوط به ماورا الطبیعه دست درازی نکرده اند و عالمان علوم تجربی هیچگاه بر آن نبوده اند تا سئوالات مطرح در حیطه ماورا الطبیعه را با روشهای علوم تجربی پاسخ دهند. حتی زمانیکه هنوز علوم تجربی از کمبود روشهای تجربی رنج می برد، این فلسفه بود که در حیطه علوم تجربی دست درازی مینمود و فیلسوفان به تئوری پردازی علمی می پرداختند. به وضوح این موضوع از نبود روشهای تجربی برای ثبوت مسائل علمی ناشی می شد. به عنوان مثال مسئله "حرکت" در فیزیک را ذکر میکنیم تا جایگاه علم و فلسفه در تاریخ بشری روشنتر شود. در کتاب خلاصه فلسفی نظریه نسبیت انشتاین چنین آمده است: یکی از مسائل اساسی که در نتیجه بغرنجی و پیچیدگی، هزاران سال در تاریکی کامل مانده بود، مسأله حرکت است... جسم ساکنی را در محل بی حرکتی در نظر میگیریم، برای تغییر وضع دادن به چنین جسمی لازم است مؤثر خارجی بر آن اثر کند و آن را به جلو براند یا بردارد... ما باتصور غریزی و الهامی خویش حرکت را وابسته به اعمالی چون راندن و بلند کردن و کشیدن میدانیم... این طرز استدلال غریزی و الهامی درباره حرکت باطل است و همین نوع تفکر سبب شد که قرنهای زیادی تصور ما نسبت به مسأله حرکت غلط بماند. شاید شخصیت ارسطو ... علت اساسی پایداری این تصور غلط و الهامی بوده باشد. در کتاب مکانیکی که منسوب به اوست چنین میخوانیم: "جسم متحرک موقعی به حالت سکون در می آید که قوه ای آن را در امتداد خود به حرکت واداشته است نتواند دیگر تأثیر کند و آن را براند". اکتشاف روش استدلال علمی و به کار انداختن آن به وسیله گالیله یکی از بزرگترین پیشرفتهای فکر بشر است و آغاز حقیقی علم فیزیک را از همان موقع باید دانست... با کلید جدیدی که گالیله پیدا کرده نتیجه چنین بیان میشود: " اگر جسمی رانده یا برداشته یا کشیده نشود و از هیچ راه دیگر هم تأثیری بر آن وارد نیاید _و به عبارت ساده تر: چون بر جسم هیچ قوه خارجی کار نکند _ حرکت یکنواخت پیدا میکند، یعنی با سرعت ثابتی در امتداد خط مستقیم تغییر مکان دهد". با این توضیحات شاید بتوان گفت که حیطه های تئوری پردازی علم و فلسفه مرز مشخصی ندارد و بستگی به توانایی آنها در پرورش موضوع هدف دارد. چه بسا اگر علوم تجربی قدرت پاسخدهی در حیطه ماورا الطبیعه را داشته باشند، شایستگی بیشتری در این زمینه یابند. چراکه پاسخهای علم به یک مسئله به دلیل روش تجربی آن و برخورداری از ته پایه ریاضی، بسیار روشنتر و قابل اعتمادتر از پاسخ دهی فلسفه به یک مسئله میباشد. از آنجا که مسائل فلسفه خالی از اثبات تجربی است، به استناد تاریخ گاهی تصورات فیلسوفان قرنها انسانها را در تاریکی و جهل نگاه داشته است! آیا گاه آن فرا نرسیده است تا در پی اثبات برخی مسائل فلسفی از مسیر علوم تجربی باشیم؟ آیا اکنون علم توانایی نظریه پردازی در ماورا الطبیعه را ندارد ؟ ماورا الطبیعه در فلسفه شاید بزرگترین سئوال زندگی هر انسان چیستی و وجود روح و بدن و چگونگی ارتباطشان باشد. در سطحی دیگر این سئوال در مورد ماده و ماورا ماده مطرح میشود، طوریکه تبیین و توضیح این مسأله یک ابهام کلی که گریبانگیر انسانها در گستره تاریخ بوده است را مرتفع میسازد. آیا علم قدرت پرداختن به این مسأله را دارد؟ در مقام قیاس اگر بدن، ماده و طبیعت را نظایر یکدیگر فرض کنیم، میتوانیم روح را از موضوعات ماوراالطبیعه بدانیم. ابتدا نظریات فلسفی در مورد رابطه روح و بدن در تاریخ فلسفه را به اجمال بررسی میکنیم تا راه گشایی فلسفه را در این مورد به قضاوت خونندگان بگذاریم! سپس یافته های علمی در زیست شناسی، فیزیک و نجوم را مرور میکنیم که به عقیده بنده به علوم تجربی قدرت مانور و نظریه پردازی در ماورای الطبیعه را میدهد. افلاطون روح را جوهری میداند قدیم که قبل از بدن موجود است، بعدا که بدنی آماده میشود روح از مرتبه خود تنزل میکند و به بدن تعلق میگیرد. اما ارسطو به جنبه وحدت و وابستگی روح و بدن توجه میکند، او رابطه روح و بدن را سطحی نمی انگارد. ارسطو رابطه روح و بدن را از نوع علاقه صورت و ماده میداند و از آنجا که قوه عاقله مجرد است روح دیگر قدیم نیست، حادث است، در آغاز کار استعداد محض است و هیچگونه علم قبلی ندارد. صدر المتالهین شاید نظر کاملتری در این رابطه دارد، در کتاب مقالات فلسفی مرتضی مطهری چنین مخوانیم: " صدر المتالهین...از اصول نو و عالی و نیرومندی که تاسیس کرد چنین نتیجه گرفت که علاوه بر حرکات ظاهری و عرضی و محسوس که بر سطح عالم حکمفرماست یک حرکت جوهری و عمقی و نامحسوس بر جوهره عالم حکمفرماست...مبدا تکون نفس، ماده جسمانی است. ماده این استعداد را دارد که در دامن خود موجودی بپروراند ک با ماوراالطبیعه هم افق باشد. اساسا بین طبیعت و ماورا طبیعت دیوار و حائلی وجود ندارد. هیچ مانعی نیست که یک موجود مادی در مراحل تکامل خود تبدیل شود به موجودی غیر مادی." میزان پیشرفت و راه گشا بودن این نظریات را به قضاوت خواننده می گزارم، چراکه ابراز نظر شخصی بنده، شاید ما را در چالش یک بحث کلامی بیفایده افکند. ژنتیک پیشرفتهای جدید زیست شناسی در زمینه ژنتیک و وراثت انسان را از نظم و پیچیدگی خلقت متحیر ساخته است. از آن زمانیکه ساختمان کروموزوم و نحوه جهشهای ژنی کشف شد، دانشمندان سعی در حل مسائل وراثت از طریق احتمالات ریاضی نمودند، اما محاسبات ریاضی بخوبی عاملی ماورا طبیعت شناخته شده را در ایجاد نظم موجود در سیستم را نشان میداد. ما به این اختصار بسنده میکنیم چراکه تفهیم مسأله به آشنایی با علم ژنتیک نیازمند است. به عقیده بنده که در این زمینه مطالعات دانشگاهی دارم، کنکاش در علم ژنتیک پژوهنده را وادار میکند که به ماورای طبیعت شناخته شده ایمان عالمانه آورد! قضایای مطروحه در فیزیک و نجوم که انسان را به کنکاش علمی در ماورا الطبیعه رهنمون میکند شاید برای مخاطب محترم ملموس تر باشد، لذا مفصلتر به آن میپردازیم. سیاهچاله ها را از این رو به این نام خوانده اند که بی نورندو چون یک جا روبرقی اختری، ماده و انرژی را از فضا می مکند ، در سیاهچاله جاذبه آنچنان زیاد است که نور نمی تواند فرار کند. اختر فیزیکدانان، سیاهچاله ها را که بسیار کوچکند، آخرین مرحله تاریخ رندگی ستارگان بسیار بزرگ می دانند. وجود سیاهچاله ها قبل از آنکه توسط کیهان شناسان به ثبوت برسد توسط فیزیکدانان بوسیله تئوری نسبیت عام انشتین پیش بینی شد! فیزیکدانان توصیف نسبتاً جامعی از سیاهچاله ها به دست داده اند. به عقیده دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون سیاهچاله ها اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر 15 کیلومتری عمل می کنند. سیاهچاله ها جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. حفره های سیاه مثل گرداب عمل می کنند. هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک سیاهچاله نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده می شود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب، که همان سیاهچاله است کشیده می شود. نیروهای کشندی شدید درون سیاهچاله ها ماده را در یک سمت می کشد و منبسط می کند و در سمت دیگر می فشرد و خرد می کند و خرد می کند تا آن که آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و حفره سیاه شود. در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه به وجود آمدن سیاهچاله ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. استفان هاوکینگ یکی از بزرگترین فیزیکدانان نظری معاصر است، زمینهی پژوهشی اصلی وی کیهانشناسی و گرانش کوانتومی است. از مهمترین دستاوردهای وی مقالهای است که به رابطهی سیاهچالهها و قانونهای ترمودینامیک میپردازد. خواص سیاهچاله ها بسیار عجیب است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده ردو بدل می کنند. قوانین طبیعی شکسته میشوند. هر شی در شرایط عادی اندازه خود را نگه می دارد ولی نمی تواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون سیاهچاله ها بر اشیا عمری نمی گذرد، ولی مداوماً کوچکتر می شوند. مشاهده گران نمی توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی، تحت تاثیر مکش حفره سیاه است. اگر پدیده ای بطور مثال 15 هزار سال نوری قبل اتفاق افتاده باشد با آنکه پدیده مدتها پیش پایان یافته برای ما قابل مشاهده است چرا که بدلیل بعد مسافت برای دریافت نورش زمان متناسب با مسافت سپری میگردد. اما چرا در مورد سیاهچاله ها پدیده های مربوطه قابل مشاهده نیست؟ علت آن است که وقتی ستاره به سیاهچاله تبدیل می شود، نسبت به ناظران خارج بی درنگ گذشت زمان در آن متوقف می شود. به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی (علائم و اطلاعات مربوط به مرحله های بعدی فرو پاشی هرگز نمی گریزند، بلکه در فرو پاشی خود هندسه(زمانی و مکانی) درگیر می شوند.) انرژی تاریک
حدود 200 میلیارد کهکشان که هر کدام دارای تقریباً 200 میلیارد ستاره است به وسیله تلسکوپ ها قابل تشخیص است. اما این تعداد فقط 4 درصد از محل گیتی را تشکیل می دهد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
|
سازمان فضایی آمریکا - ناسا - اعلام کرده است که رکورد سرعت هوایی را شکسته است.
براساس اطلاعیه ناسا، یک هواپیمای بدون سرنشین که به یک موتور کاملا جدید مجهز بوده است بر فراز اقیانوس آرام به پرواز درآمد و توانست به مدت ده ثانیه با سرعتی حدود هفت هزار و هفتصد کیلومتر در ساعت، یعنی هفت برابر سرعت صوت، پرواز کند.
ناسا این پرنده را نیمی هواپیما و نیمی فضا پیما توصیف کرده و گفته است که به نوعی موتور خاص - موسوم به اسکرمجت - مجهز بوده است. موتور اسکرمجت از هیدروژن استفاده می کند و برای سوختن آن، اکسیژن موجود در هوای محیط با سرعت بالا به داخل موتور وارد و با گاز هیدروژن ترکیب می شود. در این آزمایش، هواپیمای جدید توسط یک فروند بمب افکن ب-52 به آسمان برده شد و پس از رها شدن از زیر بال بمب افکن، یک موشک کمکی آن را تا ارتفاع سی کیلومتری سطح کره زمین بالا برد. از این ارتفاع هواپیما به داخل آبهای دریا فرود آمد. به گفته خبرنگاران فن آوری مورد استفاده در ساخت این هواپیمای "فوق مافوق" صوت می تواند در آینده برای ساخت هواپیماهای مسافربری سریع در مسیرهای طولانی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، موفقیت در این آزمایش به منزله امکان کاهش هزینه سفرهای فضایی است. در عین حال، این فن آوری در مرحله ابتدایی است و نتایج عملی و تجاری آن تا سالهای یا دهه های آینده در دسترس قرار نخواهد گرفت. |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
|
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که در جو سیاره مریخ گاز متان وجود دارد.
اطلاعات مربوط به وجود گاز متان توسط سفینه تحقیقاتی مارس اکسپرس، که در مدار این سیاره قرار دارد، مخابره شده و بررسی های انجام شده در چندین رصدخانه زمینی نیز آن را تایید کرده است.
گاز متان نمی تواند بدون آنکه تجزیه شود به مدت طولانی در جو مریخ باقی بماند و در نتیجه دانشمندان معتقدند که یافت شدن این گاز در جو مریخ به منزله تولید مداوم آن در این سیاره است. منشا گاز متان یا فعالیت های آتش فشانی است، که در سطح مریخ مشاهده نشده، و یا توسط موجودات تک یاخته ای ساده، شبیه میکروب های موجود در زمین، تولید می شود. جیمز گوین، از پژوهشگران ارشد در سازمان فضایی آمریکا - ناسا - گفته است که اهمیت یافته های اخیر به تعیین منشا تولید متان بستگی خواهد داشت. به گفته کارشناسان، کسب اطلاعات بیشتر در مورد شرایط مریخ احتمال وجود حیات در این سیاره را افزایش می دهد و ممکن است موجوداتی زنده هنوز هم در این سیاره وجود داشته باشند. |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
|
منجمان تخمین می زنند که از میان تقریبا صد سیاره ای که تاکنون در کهکشان راه شیری کشف شده است، در حدود پنجاه سیاره مشابه زمین با شرایط بالقوه برای پیدایش حیات وجود داشته باشد.
دانشمندان می گویند که تلسکوپ های فضایی تا 15 سال دیگر خواهند توانست برای حل معمای وجود حیات در این سیارات، به رصد و مطالعه آنها بپردازند.
اخترشناسان طی سال های اخیر بیش از صد سیاره را که در مدار ستاره های دیگری غیر از خورشید (ستاره منظومه شمسی) می گردند یافته اند. کلیه این سیارات کرات عظیم الجثه ای مانند مشتری هستند که امکان رشد و نمو موجودات زنده در آنها وجود ندارد. اما نظریه های علمی به ما می گوید که سیاراتی مشابه زمین نیز در جهان وجود دارد. با این حال کرات مشابه زمین کوچکتر از آن هستند که با تلسکوپ های فعلی قابل رویت باشند. پروفسور بری جونز از دانشگاه آزاد بریتانیا می گوید که در حدود نیمی از تقریبا صد منظومه ای که تاکنون در کهکشان راه شیری کشف شده است می تواند شامل کراتی حاوی آب مایع و احتمالا حیات باشد. وی گفت: "ما مسلما انتظار داریم که این کرات از لحاظ حجم و جرم، چیزی شبیه زمین باشند، دارای اتمسفر نسبتا غلیظی باشند، دارای اقیانوس و قاره باشند، و احتمالا میزبان موجودات زنده باشند." تیم آقای جونز برای محاسبه شمار احتمالی سیارات قابل سکونت، به کمک آنچه درباره چگونگی شکل گرفتن سیارات و شرایط لازم برای پیدایش حیات می دانیم، از مدل سازی رایانه ای استفاده کرده است. در حال حاضر این تنها یک نظریه است، اما تا اواسط دهه بعدی، اخترشناسان باید به فن آوری لازم برای جستجوی مستقیم کرات مشابه زمین دسترسی یافته باشند. نسل تازه تلسکوپ های فضایی گازهای منتشره از موجودات زنده در اتمسفر کرات دوردست را جستجو خواهند کرد. یافتن موادی مانند دی اکسید کربن، آب و اوزون، از شواهد قانع کننده حیات است. |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
|
سازمان فضایی آمریکا - ناسا - سفینه ای را به منظور آزمون یکی از فرضیه های آلبرت اینشتین به فضا پرتاب می کند.
به گفته مقامات ناسا، این سفینه که طی دو هفته آینده به فضا پرتاب خواهد شد، ماموریت دارد بخشی از فرضیه نسبیت عمومی انیشتین در مورد انحنای فضا و زمان در اثر جاذبه اجرام سنگین را که تاکنون مورد سنجش عینی قرار نگرفته است آزمایش کند.
براساس این فرضیه، حضور اجرام سنگین باعث می شود تا فضا و زمان اندکی انحنا یابد و در نتیجه، حرکت اجرام موجب حرکت فضا و زمان به همراه آنها می شود. در این آزمایش، سفینه ناسا چهار گلوله ساخته شده از کوارتز را که هرکدام به اندازه یک توپ پینگ پنگ است در بالای جو زمین در فضا رها می سازد. این گلوله ها به محض رها شدن به حالت چرخش در می آید و در صورتی که فرضیه اینشتین صحیح باشد، نیروی جاذبه زمین این حرکت چرخشی را مختل می کند. در چنین صورتی، ثابت خواهد شد که زمین، به عنوان یک جرم سنگین، هنگام حرکت خود فضا و زمان را نیز به همراه خود حرکت می دهد. آلبرت اینشتین، محقق برجسته فیزیک نظری، درسال 1879 در آلمان متولد شد و در سال 1921 جایزه نوبل را از آن خود کرد. در سال 1933، دولت نازی آلمان تابعیت آلمانی وی را سلب کرد و اینشتین عازم آمریکا شد در دانشگاه پرینستون به تحقیق و تدریس پرداخت. البرت اینشتین در سال 1955 درگذشت. نظریه های وی در فیزیک نظری، به خصوص فرضیه نسبیت عام وی، شهرت دارد |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
|
تعدادی اشیای ناشناس پرنده در چند شب اخیر در آسمان شهرهای شمالی ایران مشاهده شده است.
تازه ترین مورد از این مشاهدات چهارشنبه شب در تبریز اتفاق افتاد.
یک شاهد عینی در تبریز به خبرنگاران گفت که یکی از این اشیای پرنده را دیده که از آن نورهایی به رنگهای سبز، قرمز و آبی ساطع می شد. شاهدان دیگر می گویند اشیای نورانی که در آسمان جنوب تبریز دیده شده اند، دو بازوی نورانی در دو سمت خود داشته اند و با سرعت کم از سمت شرق به غرب می رفته اند. در همین حال، تعدادی اشیای ناشناس پرنده برای سومین شب متوالی در آسمان جنوب شهر گنبد کاووس در شمال شرقی ایران دیده شده است. رجبعلی نیازمند، یکی از اهالی گنبد کاووس که اشیای پرنده را با دوربین دیده است به خبرگزاری ایرنا گفت که این اشیا دایره ای شکل بوده و از داخل آنها رنگ آبی منعکس می شد. به گفته این شاهد عینی از اطراف این اشیای پرنده نیز نورهایی به رنگهای مختلف پخش می شد. آقای نیازمند افزود : "شیء نورانی سمت راست به طرف شیء نورانی مقابل اشیای ناشناس پرنده که در غرب به UFO معروفند و دانشوران ایرانی از آنها با نام اشناپ (مخفف اشیای ناشناس پرنده) یاد می کنند، چهارشنبه شب به مدت دوساعت در آسمان گنبدکاوس قابل رویت بوده اند. گزارشهای دیگر حاکی است که در شبهای دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه این هفته، اشیای ناشناس پرنده در آسمان آزاد شهر، اردبیل و مشکین شهر نیز دیده شده اند. با وجود اعتقاد تعدادی از مردم به پرواز بشقابهای پرنده در جو کره زمین، دانشوران عموما مشاهده اشیای ناشناس پرنده را با عواملی از جمله خطای دید، بازمانده های زبانه هایی از توفانهای خورشیدی و بالنهای هواشناسی سرگردان مرتبط می دانند. با با به خدا من هم اکسر شبها اون رو میبینم اما به هرکی میگم با ور نمیکن (یه جسم بیزی شکل که رنگ ابی سفید قرمز سبز هستش) |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
![]() - تولد :در تاریخ 24 اسفند سال 1258 هجری شمسی ,در شهر اولم آلمان Ulm
- نام پدر: هرمان انشتین (1226-1281 ه. ش/وی 55 سال روی این سیاره زیست) - نام مادر: پائولین کخ (1237-1299ه.ش/وی 63 سال روی این سیاره زیست.) - مادر انشتین 11 سال از شوهرش هرمان جوانتر بود و آلبرت هنگامیکه پدرش 32 ساله و مادرش 21 ساله بود بدنیا آمد. - هرمان یک مهندس برق بود که البته در کارهای اقتصادی زیاد وارد نبود. - پائولین هم خانه دار بود و گهگاهی ویولن ی تدریس می کرد. 1259 : در یک سالگی، انشتین به همراه خانواده مونیخ هجرت کرد. 1260: در دو سالگی، خواهرش ماجا (ماریا - مریم) بدنیا آمد. (او در سال 1330 هجری شمسی در سن 70 سالگی از دنیا رفت.) 1267 : به مدرسه ی لوئیت پولد مونیخ وارد شد. (در سن 9 سالگی) 1273: در حالی که انشتین 15 ساله دانش آموز کلاس ششم بود، خانواده اش به ایتالیا هجرت کردند و انشتین در مدرسه ی شبانه روزی لوئیت پولد ماند. 1274 : انشتین 16 ساله به خانواده اش در پاویا ملحق شد و سپس به مدرسه ی کانتونال در شهر آرا واقع در سوئیس رفت. 1275: تابعیت آلمانی اش را رسما انکار کرد. و تابعیت سوئیس را پذیرفت. در هفده سالگی از مدرسه ی شهر آرا دیپلم گرفت و سپس در مرکز صنعتی فدرال ETH در شهر زوریخ در رشته ی ریاضی و فیزیک ثبت نام کرد. 1279: پس از چهار سال در سن 21 سالگی از مرکز صنعتی فدرال ETH فارغ التحصیل شد و دیپلما گرفت. 1280: در سن 22 سالگی شهروند سوئیس شد. 1281: در سن 23 سالگی در مؤسسه ای که امتیاز ثبت اختراعات را ارائه می کرد در شهر برن، استخدام شد. در این سال پدرش در سن 54 سالگی درگذشت. 1282: در سن 24 سالگی با میلوا ماریک (1254-1323/ وی 69 سال در این سیاره زندگی کرد) - که 4 سال بزرگتر از انشتین بود- ازدواج کرد. در آن زمان میلوا دختری 28 ساله بود. آنها دو پسر داشتند. هانس آلبرت (1283-1352/ وی 69 سال روی این سیاره زیست) که مهندسی مکانیک شاخه ی هیدرولوژی خواند و در کارش موفق بود. و ادوارد (1289-1344/وی 55 سال روی این سیاره زیست) و دچار بیماری شیزوفرنی علاج ناپذیری بود. آنها یک دختر هم داشتند بنام لیزرل (1281-نامعلوم؟) که قبل از ازدواج آنها از مادر و پدر دیگری بدنیا آمده بود و آنها او را به فرزند خواندگی قبول کردند. سرنوشت او نا معلوم است. 1284: در سن 26 سالگی، در مجله ی Annalen der Physik آلمان مقاله ی مربوط به کوانتومهای نور و اثر فوتوالکتریک، مقاله ی مربوط به حرکت براونی ذرات در نظریه ی اتمی ، مقاله ی نسبیت خاص، مقاله ی همسانی انرژی و جرم، مقاله ی نظریه ی کوانتومی برای مواد حالت جامد در رابطه با گرمای ویژه و مقاله ی اصول نسبیت عام که اذعان می کرد که گرانش همانند شتاب است، را بچاپ رساند. 1288: در سن 30 سالگی، در دانشگاه زوریخ دانشیار شد. کارهای بیشتری روی نظریه ی کوانتومی کرد. 1290: در سن 32 سالگی، در دانشگاه کارل - فردیناند در شهر پراگ استاد کامل شد. خمیدگی نور در نور ستاره ها را هنگام خورگرفت (خورشید گرفتگی) پیش نیبنی کرد. (هرچند که مقداری که پیش بینی کرد غلط بود.) 1291: در سن 33 سالگی، در ETH (مرکز صنعتی فدرال/ یعنی همانجایی که چهار سال درس خوانده بود و دیپلما گرفته بود) استاد کامل شد. 1293: در سن 35 سالگی، در دانشگاه برلین استا کامل شد. میلوا و فرزندانش را ترک کرد. این هنگامی بود که جنگ جهانی اول شروع شد. 1294: در سن 36 سالگی، ”بیانیه ای به اروپائیان“ را با دیگران هم امضا شد که طبق آن خود را از نظامیگری آلمان جدا می دانست. مقاله ی معادلات نسبیت عام را بچاپ رساند. 1295: در سن 37 سالگی، کتابی در رابطه با نسبیت عام بچاپ رساند. رئیس انجمن فیزیک آلمان شد. تکانه ی کوانتاهای نور را محاسبه کرد که در سال 1296 مقاله ای با همین عنوان در رابطه با شبیه سازی گذار اتمی بچاپ رساند. 1296: در سن 38 سالگی، مدیر مرکز قیصر- ویلهلم آلمان شد، (مؤسسه ای که تحقیقات آلمان را حمایت می کند.) مقاله ی معادلات کیهانشناسی با ثابت کیهانی را بچاپ رساند وانبساط جهان را از معادلات فوق استخراج کرد.
1297: هنگامی که 39 سال داشت، پایان جنگ جهانی اول و انقلاب در آلمان. 1298: در 40 سالگی، از میلوا طلاق گرفت و با الزا انشتین لووتنتال(دختر خاله اش) (1255-1315/که 60 سال روی این سیاره زندگی کرد) هنگامی که او 43 سال داشت، ازدواج کرد. الزا از شوهر سابقش دو دختر داشت. الیزه (1276-1313/که37 سال روی این سیاره زندگی کرد) و مارگوت (1278-1365/که 77 سال روی این سیاره زندگی کرد). هنگام ازدواج مادر این دو دختر با انشتین آنها به ترتیب 22 ساله و 20 ساله بودند. بنابر قانون این دو دختر فامیلی انشتین را پس از ازدواج اخذ کردند. در این سال خمیدگی نوری در یک خور گرفت (خورشیدگرفتگی) مشاهده شد. 1299: همزمان با 41 سالگی، اذهان عمومی، با تحریک ضد یهودها، به نظریه ی نسبیت عام و انشتین تاختند. در این سال مادرش در سن 63 سالگی در گذشت. 1300: در42 سالگی، اولین دیدارش از آمریکا. 1301: در 43 سالگی، کار بر روی نظریه ی میدانهای واحد. دیدار از کشورهای خاور دور. برنده ی جایزه ی نوبل در فیزیک ”به پاس خدمات در فیزیک نظری و بویژه کشف قانونمندی اثر فوتو الکتریک.“ 1303: در 45 سالگی، افتتاح مرکز انشتین در برج انشتین در پوتزدام. چاپ مقاله ی نظریه ی بوز- انشتین (بوز فیزیکدان هندیست) در باب افت و خیزهای آماری. 1306: در سن 48 سالگی، آغاز بحث با نیلس بور (فیزیکدان اتریشی) در باب تفسیر نظریه ی کوانتومی، در پنجاهمین همایش سالوی. 1308: در سن 50 سالگی، مقاله ای برای اذهان عمومی در رابطه با وحدت نظریه ی میدان گرانشی و میدان الکترومغناطیسی بچاپ رساند. 1309: در سن 51 سالگی، دیدارش گشترده ای از آمریکا بخصوص در مرکز صنعتی کالیفرنیا داشت. 1311: در سن 53 سالگی، بعنوان استاد کامل در مرکز تحقیقات مطالعات پیشرفته ی پرینستون انتخاب شد. با رعایت این مسأله که بعنوان استاد نیمه وقت در دانشگاه برلین هم باشد. 1312: در سن 54 سالگی، نازیها در آلمان بر سر قدرت آمدند. انشتین ابتدا به انگلستان رفت و سپس از آنجا به آمریکا رفته و مقیم آمریکا شد. 1313: دختر اول الزا بنام الیزه انشتین درگذشت. در این سال انشتین 55 ساله بود. 1314: در سن 56 سالگی، چاپ مقاله ای بزبان انگلیسی تحت عنوان: ”آیا توصیف مکانیک کوانتومی از حقیقت واقعی می تواند کامل باشد؟“ بهمراه ب. پوذولسکی و نیلس بور که بحث بی انتهایی را روی تفسیر کوانتوم بوجود آورد. 1315: در سن 57 سالگی، مرگ همسرش الزا. 1318: در سن 60 سالگی، وقوع جنگ جهانی دوم. انشتین نامه ای به ریاست جمهوری آمریکا، روزولت، نوشت از احتمال ساخت بمب اتمی او را آگاه کرد. 1319: در سن 61 سالگی، تابعیت آمریکا را پذیرفت ولی تابعیت سوئیس را از دست نداد. 1323: همسر اول انشتین، میلوا ماریک در 69 سالگی گذشت. در این زمان انشتین 65 ساله بود. 1324: در سن 66 سالگی، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی. پایان جنگ جهانی دوم. 1325: در سن 67 سالگی، بعنوان سرگروه کمیته ی فوری دانشمندان اتمی خدمت کرد. 1327: در سن 69 سالگی، چاپ مقاله ی: ”تعمیم نسبیت عام“ بعنوان یک نمونه از تلاشها برای دست یابی به دیدگاه ریاضی جهانشمول برای نظریه ی میدانها. 1330: در سن 72 سالگی، خواهر انشتین در سن 70 سالگی در گذشت. 1331: در سن 73 سالگی، ریاست جمهوری به او پیشنهاد شد ولی او نپذیرفت. 1334: در 30 فروردین 1334 در سن 76 سالگی در بیمارستانی در شهر پرینستون بر اثر تصلب شرائین در گذشت. نرجمه و گردآوری: محمد حسین انصاری
منبع: www.geocities.com/ansari213 برای گرفتن عکسهای بیشتر و همینطور صدای آلبرت انشتین به آدرس بالا مراجعه کنید .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
تيم مشترکی از دانشمندان آمريکايی و بريتانيايی نظريه تازه ای را در مورد تکامل کيهان پيشنهاده کرده است.
اين نظريه می گويد که گيتی احتمالا چرخه ای را طی می کند که "انفجارهای بزرگ" (Big Bangs) تنها بخشی از آن است و همچنين شامل "ريزش های بزرگ" (Big Crunches) نيز می شود. اين نظريه نگاه متعارف از کائنات را، که قدمت آن براساس مشاهدات 12 تا 14 ميليارد سال رقم زده می شود، به چالش می گيرد. ايده تازه که در نشريه "ساينس" بازتاب يافته است ممکن است توضيح دهد چرا انبساط جهان درحال شتاب گرفتن است. پروفسور پل استاينهارت از دانشگاه پرينستون در نيوجرسی که از آفرينندگان اين نظريه است گفت: "درحال حاضر نگاه متعارف به جهان اين است که تمام فضا، زمان، ماده و انرژی در يک نقطه واحد شروع شد و سپس منبسط و سرد شد که جهان امروزی را پديد آورد." "با اين حال، نظريه تازه حاکی است که يک چرخه پيوسته از جهان ها وجود دارد، که هرکدام تکرار ديگری است اما نه دقيقا همانند جهان قبلی." او می گويد می توان به هر جهانی به عنوان فرزند جهان قبلی نگاه کرد. ثابت کيهانی ايده تازه بر مطالعات قبلی همين گروه از محققان بنا شده است و مدل کنونی را زير سوال می برد. در دهه 1920، زمانی که اينشتين درحال توسعه نظريه نسبيت عام بود، يک ثابت کيهانی را معرفی کرد تا بتواند ايده خود از جهان ايستا را توضيح دهد.
معادلات اينشتين پيش بينی می کرد که جهان زير فشار جاذبه خود متلاشی شود، درحالی که مشاهدات و رصدها به روشنی نشان داد جهان درحال انقباض نيست. ثابت کيهانی اينشتين نمايانگر فشار يا نيرويی ذاتی مرتبط با فضای آزاد بود، که در مقابل انقباض ناشی از نيروی جاذبه مقاومت می کند. اين مفهوم پس از آنکه رصدها نشان داد جهان درحال انبساط است کنار گذاشته شد و باعث شد اينشتين ثابت کيهانی را "بزرگترين اشتباه زندگی حرفه ای" خود توصيف کند. در سال 1998، صورت تازه ای از ثابت کيهانی سر بر آورد و آن زمانی بود که معلوم شد انبساط جهان عملا در حال شتاب گرفتن است. سوال های بی پاسخ هرچند معرفی مجدد اين ثابت راه تطبيق محاسبات با تئوری را گشود، اما همچنين سوال هايی را پديد آورد داير بر اينکه چيزی در فيزيک هست که "گم شده" است. پروفسور نيل توروک، از دانشگاه کمبريج به سايت خبری بی بی سی گفت: "زمانی که قدر اين ثابت کيهانی محاسبه شد، معلوم شد خيلی کوچکتر از حد انتظار است." "اينکه چرا اين ثابت اين قدر کوچک است به يکی از بزرگترين سوالات فيزيک بدل شده است." "درحال حاضر، تنها توضيحی که برای آن وجود دارد اين است که شايد جهان اينگونه کار می کند." اين نظريه بسياری از پرسش ها را بی پاسخ می گذارد اما اکنون پروفسور استاينهارت و توروک نظريه تازه ای را برای توضيح علت کوچک بودن ثابت کيهانی پيشنهاد کرده اند. آنها می گويند که زمان عملا پيش از انفجار بزرگ شروع شد، يعنی قبل از آن جهان ديگری وجود داشته است. اين همچنين بدان معنی است که جهان کنونی بسيار کهن تر از حد پذيرفته شده فعلی است. پروفسور توروک توضيح داد: "درحال حاضر ممکن است يک جهان ديگر از جنس 'ماده تاريک' همزمان با جهان ما وجود داشته باشد که ما هرگز نمی توانيم با آن تماس برقرار کنيم." او می افزايد: "اين دو جهان در نهايت بر اثر فشار نيروی جاذبه به سوی هم کشيده می شوند و با هم تصادف می کنند. اين بدان معنی است که اموری که الان اتفاق می افتد به خلق جهانی ديگر در آينده کمک خواهد کرد." |
|||||
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت کیزحمت نوشتن این مطلب رو کشید؟؟؟ کامی |
|